نام پاییز...
نام پاییز گاهی زیباست،گاهی زجر دهنده
به پاییز نیست که نامش زیبا شود یا زجر دهنده
به تو بستگی دارد
به حال تو در پاییز
به نیمکت های خالی که روبه رویت است
شیرین می شود یا زجر دهنده
طعم پاییز طعم خاطره است
تلخ،شیرین،ملس،شور...
به نیمکت هایی که تنها با برگ های عاشقِ جاذبه
به امید آغوش زمین درخت را بدرود می گویند
به خاطرات تلخ یا شیرین
به این ها است که پاییز قشنگ می شود یا تلخ
با سلام خدمت تمام دوستان خوبی که همکنون از وبلاگ من دیدن می کنند - سلام به یگانه کسی که همیشه حضورش در وجودم جریان داره... اگرچه دورم از او ...اما همیشه در کنارمه ... تمامی نوشته های این وبلاگ رو تقدیم او می کنم ... و دستان پر مهر و زیبایش را می بوسم چرا که با آمدنش ،مرا از سیاهی تو در توی بی کسی ام ،به سوی نور هستی بخش عشق فرا خواند ... او به من طعم واقعی عشق را چشاند .... طعمی که تا بحال نچشیده بودم .... طعم تلخ و شیرین عشق را.... شیرینی و تلخی عشق خواستنی است... اما تلخیش از شیرینی اش برای عاشق دلچسب تر....او لذت سوختن میان شراره های آتش عشق را به من فهماند، آتش عشقی که هیچ وقت از گدازه های آن اینگونه نسوخته بودم ...خواستنی که تا به حال اینگونه نخواسته بودم ، زبانه های آتشی را در من شعله ور ساخت که هر لحظه حرارتش، جسم و روحم را نسبت به او پر شورتر و عطش دار تر میکند اما گفت : خدا حافظ ...