همیشه یک نفر باید باشد
همیشه یک نفر باید باشد
که وقتی مقابلش قرار میگیری
تمام قوانین رفتاریت ،
تمام غروری که همیشه برای بقیه داری
در مقابلش فرو ریزد
چون ریختن چیزی در قلب ،
چون لرزیدن چیزی در دل.
یک نفر که وقتی در مقابلش قرار میگیری
تمام اخم یا نگرانی و غم هایت لبخند می شود،
نمی توانی حتی در مقابلش ناراحت باشی،
آنقدر برایت ارزش دارد
که نبودنش دلتنگت کند
و گاه او را از خودت بیشتر دوست داشته باشی
و تحمل دیدن غم و غصه هایش را نداشته باشی...
یک نفر که نگرانت می شود ،
نگرانش می شوی،
بودنش حالت را عجیب خوب میکند...
همیشه یک نفر باید باشد که آرامش لحظه هایت را مدیون او هستی...
یک نفری که تمام وجودت را بیدار می کند
و تو را نسبت به زندگی عاشق تر میکند...
که وقتی مقابلش قرار میگیری
تمام قوانین رفتاریت ،
تمام غروری که همیشه برای بقیه داری
در مقابلش فرو ریزد
چون ریختن چیزی در قلب ،
چون لرزیدن چیزی در دل.
یک نفر که وقتی در مقابلش قرار میگیری
تمام اخم یا نگرانی و غم هایت لبخند می شود،
نمی توانی حتی در مقابلش ناراحت باشی،
آنقدر برایت ارزش دارد
که نبودنش دلتنگت کند
و گاه او را از خودت بیشتر دوست داشته باشی
و تحمل دیدن غم و غصه هایش را نداشته باشی...
یک نفر که نگرانت می شود ،
نگرانش می شوی،
بودنش حالت را عجیب خوب میکند...
همیشه یک نفر باید باشد که آرامش لحظه هایت را مدیون او هستی...
یک نفری که تمام وجودت را بیدار می کند
و تو را نسبت به زندگی عاشق تر میکند...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 21:50 توسط Nejvaa
|
با سلام خدمت تمام دوستان خوبی که همکنون از وبلاگ من دیدن می کنند - سلام به یگانه کسی که همیشه حضورش در وجودم جریان داره... اگرچه دورم از او ...اما همیشه در کنارمه ... تمامی نوشته های این وبلاگ رو تقدیم او می کنم ... و دستان پر مهر و زیبایش را می بوسم چرا که با آمدنش ،مرا از سیاهی تو در توی بی کسی ام ،به سوی نور هستی بخش عشق فرا خواند ... او به من طعم واقعی عشق را چشاند .... طعمی که تا بحال نچشیده بودم .... طعم تلخ و شیرین عشق را.... شیرینی و تلخی عشق خواستنی است... اما تلخیش از شیرینی اش برای عاشق دلچسب تر....او لذت سوختن میان شراره های آتش عشق را به من فهماند، آتش عشقی که هیچ وقت از گدازه های آن اینگونه نسوخته بودم ...خواستنی که تا به حال اینگونه نخواسته بودم ، زبانه های آتشی را در من شعله ور ساخت که هر لحظه حرارتش، جسم و روحم را نسبت به او پر شورتر و عطش دار تر میکند اما گفت : خدا حافظ ...