" طرف باید اهلت باشه" !
من که میگم همه چیز توی یه جمله خلاصه میشه
" طرف باید اهلت باشه" !
خیلی حرف هست تو این یه جملهی کوتاه..
اگه اهلت باشه یعنی میشناسه تورو
اگه تو رو بشناسه خوب بلده کجا صداشو بالاببره برات کجا پایین بیاره
چه حرفایی رو درِ گوشت بگه و چه حرفایی رو جار بزنه
اهلت باشه خوب میدونه چی حالتو خوب میکنه و چی بد
بلده کی باید دنیارو بخاطرت به هم بریزه و کی سرشو پایین بندازه
و از کنار خیلی چیزا آروم بگذره
میدونه چه چیزایی رو باید به روت نیاره و حرفشم نزنه،
چه چیزایی رو صاف تو چشات زُل بزنه و بگه
اهلت که باشه، اون سر دنیام که بره اهله...
اهلت نباشه، بغل دستتم نا اهله...
این روزا هر دوتا دستی رو که میبینم به هم قفلن،
فقط یه چیز از خدا میخوام
"خدا دست هیچ اهلی رو تو دست نا اهلش نذاره"
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 21:30 توسط Nejvaa
|
با سلام خدمت تمام دوستان خوبی که همکنون از وبلاگ من دیدن می کنند - سلام به یگانه کسی که همیشه حضورش در وجودم جریان داره... اگرچه دورم از او ...اما همیشه در کنارمه ... تمامی نوشته های این وبلاگ رو تقدیم او می کنم ... و دستان پر مهر و زیبایش را می بوسم چرا که با آمدنش ،مرا از سیاهی تو در توی بی کسی ام ،به سوی نور هستی بخش عشق فرا خواند ... او به من طعم واقعی عشق را چشاند .... طعمی که تا بحال نچشیده بودم .... طعم تلخ و شیرین عشق را.... شیرینی و تلخی عشق خواستنی است... اما تلخیش از شیرینی اش برای عاشق دلچسب تر....او لذت سوختن میان شراره های آتش عشق را به من فهماند، آتش عشقی که هیچ وقت از گدازه های آن اینگونه نسوخته بودم ...خواستنی که تا به حال اینگونه نخواسته بودم ، زبانه های آتشی را در من شعله ور ساخت که هر لحظه حرارتش، جسم و روحم را نسبت به او پر شورتر و عطش دار تر میکند اما گفت : خدا حافظ ...