ای کاش اهمیت در نگاه تو باشد، نه در چیزی که به آن می نگری
ناتانائیل،
ای کاش"اهمیت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری".
ناتانائیل، من شوق را به تو خواهم آموخت.
اعمال ما به ما وابسته است،
همچنان که درخشندگی به فسفر.
درست است که اعمال ما، ما را می سوزاند،
ولی تابندگی ما از همین است
و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته،
دلیل بر آن است که سخت تر از دیگران سوخته است.
برای من"خواندن"این که شن ساحل ها نرم است کافی نیست:
می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند.
معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد،
برای من بیهوده است.
هرگز در این جهان چیزی ندیده ام که حتی اندکی زیبا باشد؛
مگر آنکه آرزو کرده ام تا همه مهر من آن را در بر گیرد.
آندره ژید. کتاب مائده های زمینی
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 14:5 توسط Nejvaa
|
با سلام خدمت تمام دوستان خوبی که همکنون از وبلاگ من دیدن می کنند - سلام به یگانه کسی که همیشه حضورش در وجودم جریان داره... اگرچه دورم از او ...اما همیشه در کنارمه ... تمامی نوشته های این وبلاگ رو تقدیم او می کنم ... و دستان پر مهر و زیبایش را می بوسم چرا که با آمدنش ،مرا از سیاهی تو در توی بی کسی ام ،به سوی نور هستی بخش عشق فرا خواند ... او به من طعم واقعی عشق را چشاند .... طعمی که تا بحال نچشیده بودم .... طعم تلخ و شیرین عشق را.... شیرینی و تلخی عشق خواستنی است... اما تلخیش از شیرینی اش برای عاشق دلچسب تر....او لذت سوختن میان شراره های آتش عشق را به من فهماند، آتش عشقی که هیچ وقت از گدازه های آن اینگونه نسوخته بودم ...خواستنی که تا به حال اینگونه نخواسته بودم ، زبانه های آتشی را در من شعله ور ساخت که هر لحظه حرارتش، جسم و روحم را نسبت به او پر شورتر و عطش دار تر میکند اما گفت : خدا حافظ ...